7 روش ساده برای عالی ساختن یک داستان خوب
نوشته شده توسط : رافت

برای برجسته شدن در مقابل دروازه بانانی که کلیدهای انتشار داستان کوتاه جذاب را در دست دارند ، خوب نیست که داستان شما خوب باشد. از این تکنیک ها استفاده کنید تا داستان خود را به اوج جدید برسانید و یک داستان خوب را عالی کنید.
الیزابت سیمز 19 ژوئن 2012
هر وقت به کلمه دروازه بان فکر می کنم ، یک کلیپ فیلم کوچک از جادوگر اوز در ذهنم شروع می شود ، جایی که نگهبان ترسناک کاخ از دسترسی دوروتی و دوستانش به جادوگر جلوگیری می کند. "جادوگر می گوید ،" برو! "

عنوان مکان نگهدارنده تصویر
اگر نویسندگان مشتاق دوروتی هستند ، عوامل و ویراستاران آن شخص هستند. آنها بزرگتر از شما به نظر می رسند. آنها سخنرانی های سختگیرانه می کنند.

به جز به یاد داشته باشید چه اتفاقی می افتد؟ داستان هق هق گریه Dorothy قلب نگهبان سبیل متنفر از خرس را ذوب می کند ، و او با اجازه دادن به آنها اجازه می دهد داخل شوند.

بنابراین راز بزرگ آشکار می شود: شما مجبور نیستید کاری کنید جز اینکه یک داستان افسانه ای تعریف کنید تا آنها شما را دوست داشته باشند.

(7 قانون انتخاب نام برای شخصیت های داستانی.)

تفاوتهای ظریفی بین داستانهای قابل قبول و داستانهایی که ظاهر می شود وجود دارد - داستانی که نشان می دهد شما می دانید چه کاری انجام می دهید. عوامل و ویراستاران über-Readers خود را در نظر بگیرید. اگر آنها را به نفع خود جلب کنید ، مخاطبان بیشتری دور از دسترس نیستند.

در اینجا هفت روش وجود دارد که نویسندگان موفق باعث می شوند داستان هایشان با اقتدار خرد شود و دروازه بانان را به سمت خود سوق دهند. این تکنیک ها روی هر نوع داستان داستانی کار می کنند: ادبی ، عاشقانه ، رمز و راز ، علمی تخیلی ، شما آن را نامگذاری کنید. علاوه بر این ، شما می توانید آنها را بدون توجه به جایی که در مرحله نوشتن هستید ، از اولین پیش نویس تا جلای نهایی ، پیاده سازی کنید.

1. فراتر از حواس پنجگانه بروید.
بیشتر نویسندگان به اندازه کافی می دانند که احساساتی فراتر از دید و صدا را به وجود آورند. همیشه خواندن درباره شخصیتی که عطر و طعم داغ فلز و روغن را یادداشت می کند که پس از عبور سریع از قطار سریع یا وزن یک کت تویز جدید روی شانه های او یادداشت می شود ، بسیار عالی است.

عوامل و ویراستاران عاشق پنج حس هستند ، اما آنها چیزهای بیشتری می خواهند و انتظار دارند. آنها می خواهند تجارت فیزیکی داشته باشند که نه تنها در تنظیمات شما ، بلکه در خصوصیات شما نیز تعمیق ایجاد کند.

کلید اینجاست: بهترین نویسندگان از زبان بدن در روایت های خود استفاده می کنند. نکته عجیب این است که ، من هرگز یکبار مدیر عامل یا ویرایشگر راجع به استفاده من (یا هر نویسنده) از زبان بدن اظهار نظری نکرده ام ، و فکر می کنم این به این دلیل است که خیلی روان پیش می رود و تقریباً مورد توجه قرار نمی گیرد. با این وجود کاملاً به کار شما بافت و عمق می بخشد. وقتی غایب است ، داستان احساس صافی می کند.

با خواندن زبان بدن شروع کنید. خواهید فهمید که ریشه همه آن دو چیز است: اضطراب (یا فقدان آن) و خواسته های پنهان. درون شخصیت های خود ساکن شوید و احساس آنها را در هر موقعیت خاصی حس کنید.

این را در نظر بگیرید:

برایان مکث کرد و سیگاری روشن کرد. جریان دود پنجره را بیرون داد.

این چیزی در مورد شخصیت یا وضعیت روحی او نمی گوید. اگر برایان به سیگار احتیاج دارد ، از لحظه استفاده کامل کنید:

برایان مکث کرد و سیگاری روشن کرد. او آن را نزدیک به بدن خود نگه داشت ، گویی که نمی خواهد فضای زیادی را اشغال کند. او با اجتناب از چشمان آن ماری ، دودی از پنجره بیرون داد.

ما بدون اینکه مجبور شویم از طریق مونولوگ داخلی او یا آن ماری شخم بزنیم ، در مورد آنچه در اینجا برایان اتفاق می افتد چیزی می آموزیم.

2. خصوصیات خاص را در آغوش بگیرید.
مردم فقط در بعضی از اوقات رفتار منطقی دارند. بقیه زمان ما خطرات احمقانه را می پذیریم و کارهای دیگری می کنیم که نمی توانیم توضیح دهیم.

نمایندگان و سردبیران این مسئله را مانند دیگران می دانند ، اما از آنجا که آنها نمی خواهند خوانندگان برای تعلیق ناباوری سخت کار کنند ، واقعاً باورپذیری را نواخته اند. و وقتی این کار را انجام می دهند ، غالباً اعتراض آنها با انگیزه یک شخصیت ارتباط دارد. (باید اضافه کنم که شما می توانید هر شاهکار را بر این اساس جدا کنید: "من واقعاً فکر نمی کنم اوفلیا در این شرایط خود را بکشد. منظورم این است که ، فکر نمی کنید خودکشی بیش از حد بالا باشد؟ خیلی قابل قبول تر آیا شما موافق نیستید؟ ") مشکل اینجاست که اگر در برابر این مسئله سر تعظیم فرود بیاورید و شخصیت هایتان همیشه منطقی رفتار کنند ، داستانهای ملال آور و خسته کننده ای می نویسید.

این نکته کلیدی است: عجیب و غریب انسان از الگوهایی پیروی می کند که همه ما می توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم (یا حداقل آنها را درک کنیم).

یکی از بزرگترین آنها این است که عشق - یا حداقل رابطه جنسی - باعث غیر منطقی بودن افراد می شود. ما میلیونر کاملاً ایده آل را برای دوچرخه سوار خاکی دور و بر لبه های بدهکار پرتاب می کنیم. در حالی که منشی را در متل محکم می کنیم ، تلفنی به همسر وفادار خود دروغ می گوییم. این نشان می دهد که اگر یک عامل تحریک کننده به اندازه کافی قوی - حتی یک عامل غیر منطقی - داشته باشید ، به راحتی می توانید دلیل قابل قبولی برای اقدامات ناشایست شخصیت های خود ایجاد کنید. و خواندن این شخصیت ها بسیار جالب تر از کسانی است که همیشه رفتار منطقی دارند.

 

https://bit.ly/3jySYiy

https://cutt.ly/vgWLk7A

shorturl.at/cgxFV

http://lnki.nl/YNnRc

https://v.gd/eavewv

https://is.gd/oIOss1

 

 





:: بازدید از این مطلب : 139
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 6 آبان 1399 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: